خواجه محمد پارسا
مقدمة 5
شرح فصوص الحكم
پيش گفتار بسم الله الرّحمن الرّحيم سپاس و ستايش شايسته خداوندى است كه عالم هستى را مرآت اسماى جلال و جمال خويش نمود و مجملى ازين كل در مجموعى بنهاد ، بار امانت خويش بر دوش او گذاشت و جان او را به نور جمال و جلال خويش مزين گردانيد . در كلام مقدس عجز بندگان خويش آشكار ساخت : « الْحَمْدُ لِلَّه رَبِّ الْعالَمِينَ » . اين بيان را بر كلام گوهر نثار بنده برگزيده خود جارى فرمود : « لا أحصى ثناء عليك و أنت كما أثنيت على نفسك » . ما را چه حد حمد و ثناى تو بود هم حمد و ثناى تو سزاى تو بود درود بى پايان بر خلاصه عالم جان ، جان عالم امكان ، كه غرض از هستى نمايش وجود ذى جود او بود . خواجه كونين و سلطان همه آفتاب جان و ايمان همه و درود بر هاديان راستين راه او ، كه مخلصان عالم الست و عالمان اسرار آفرينش و هستاند ، باد . يك شمه ز فقر خويش اظهار كنم چندان كه خدا غنى است من محتاجم بحث و بررسى افكار و انديشههاى عارف و فيلسوف بزرگ اسلام ، محيى الدين ابن